گر ندارد غم ما دهر نرنجیم از او
زانکه در خاطر ما نیز غم دنیا نیست
کلیم کاشانی
دست بر پیشانی ام بگذار تب دارم هنوز
صبح دارد می رسد از راه و بیدارم هنوز
خشکسالی آمده اینجا ولی من بعد تو
تکه ابر کوچکی هستم که می بارم هنوز
شیشه ی عطر دلم با رفتنت خالی نشد
این همه سال است از بوی تو سرشارم هنوز
نام تو پیچیده دور تارهای صوتی ام
مثل آهنگی قدیمی روی تکرارم هنوز
روز و شب در سینه ام بازار گرمی می کند
عشق را با قیمت جانم خریدارم هنوز
هیچ کس از شانه ام غیر از تو باری برنداشت
نیستی ... من روی دوش شهر سربارم هنوز
آخ اگر وا می شد از روی دهانم قفل شرم
می زدم فریاد هر شب : دوستت دارم هنوز
پ ن : عجیب دلتنگم برای این خانه ی قدیمی... برای در و دیوارهای تار عنکبوت بسته اش برای پنجره ها و آیینه های زنگار گرفته اش
برای روزگاری که از حیاط آب پاشی شده اش بوی کاهگل می آمد و صدای هلهله ی ماهی قرمز های کوچک را می شد از حوض کاشی اش شنید
همان روزها که چراغ هایش هنوز روشن بود و گرمای محبتش تا هفت خانه آنطرف تر را گرم می کرد
همان روزها که دیگر هرگز بر نخواهند گشت
هرگز ....
یک نفس فرصت و صد حرف گره در خاطر
وای اگر گریه نیاید به مدد کاری دل ...
کلیم کاشانی
.
قلب قلم...ما را در سایت قلب قلم دنبال میکنید
برچسب: name,meaning,m,gif,meme,and justice for all,com,definition,n,baby one more time, نویسنده: بازدید: 8